ابراهيم اصلاح عربانى

213

كتاب گيلان ( فارسى )

نشر افكار و عقايد كمونيستى و تبليغ براى مرام اشتراكى با مفاد موافقتنامه‌اى كه بين ميرزا كوچك خان و روسها تنظيم شده بود صريحا مغايرت داشت . ميرزا نيز كه مردى باايمان و وطن‌پرست بود با اين قبيل كارها سخت مخالفت مىورزيد . طبقات مختلف گيلان هم ، كه طرفدار ميرزا كوچك خان بودند و از هيچگونه كمك مالى و معنوى به وى خوددارى نمىكردند از اشاعه مرام كمونيستى به وحشت افتادند . آنها در هرفرصتى نگرانى خود را به ميرزا ابراز مىداشتند و از او مىخواستند كه به اين قبيل كارها خاتمه بدهد . اين نگرانى تنها مربوط به مردم گيلان نبود . رجال ملى و وطن‌پرست در سراسر كشور از دخالت بلشويكهاى قفقاز در امور گيلان و عاقبت كار جنگل نگران بودند . شيخ محمد خيابانى نارضائى خود را طى نامه‌اى به ميرزا كوچك خان ابراز كرده او را مورد ملامت و سرزنش قرار مىدهد : « چه فرقى بين شما و وثوق الدوله است ؟ وثوق الدوله مىخواهد ايران را با مساعدت لشكريان انگليس اداره كند شما مىخواهيد ايران را با مساعدت لشكريان روس اشغال كرده و اداره كنيد ! » . دخالت روسها در امور و شدت گرفتن تبليغات كمونيستى براى پيشواى جنبش جنگل غير قابل تحمل بود زيرا وى كه به خاطر مبارزه با نفوذ دولتهاى روسيه تزارى و انگلستان در ايران و مداخلات آنها در امور كشور قيام كرده بود بهيچوجه مايل نبود دولت كمونيستى شوروى را جانشين روسيه تزارى و انگلستان نمايد . براى پايان دادن به اين اوضاع دو تن از نزديكان خود ، محمد انشائى و مظفرزاده را به عنوان نماينده به باكو اعزام داشت تا نريمان نريمانف را در جريان اعمال افراد حزب عدالت بگذارند و به او يادآورى نمايند كه ادامه اين‌گونه اعمال و تبليغات كمونيستى براى انقلاب نوپاى ايران خطرناك است و موجب شكست انقلاب و خفه شدن آن در نطفه خواهد شد زيرا مردم ايران نسبت به مرام كمونيسم خوشبين نيستند . نريمانف ظاهرا طى پيامى افراد حزب عدالت را از تندروى منع كرد ولى آنها به كار خود همچنان ادامه دادند و هرروز دامنه فعاليت خود را وسيع‌تر ساختند . اين اعمال شكاف عميقى بين سران جنگل ايجاد كرد . چند تن از سران جنگل مانند احسان الله خان و سيد جعفر محسنى ، كه داراى افكار و عقايد افراطى چپ بودند اعمال افراد حزب عدالت و تبليغات كمونيستى را تأييد مىكردند و با آنها اشتراك مساعى و همكارى داشتند : در مقابل ، ميرزا و اكثريت اعضاى جنگل مخالف اين كارها بودند . با اعمال نفوذ سران كمونيست حزب عدالت و بلشويكهاى باكو راسكولنيكوف فرمانده نيروى دريائى شوروى در بحر خزر و ارژو نيكيدزه نماينده سياسى شوروى و كاژانوف فرمانده ارتش سرخ كه با ميرزا كوچك خان تفاهم داشتند و از نظرات او براى پيشرفت انقلاب پشتيبانى مىكردند تغيير مأموريت داده از ايران رفتند . نمايندگان جديدى كه مشاغل آنها را به عهده گرفتند مانند مديوانى نماينده بازرگانى شوروى و ميكويان كميسر تجارت ، از تندروها پشتيبانى مىكردند . چون تندروها از پشتيبانى روسها برخوردار بودند و منطقه گيلان عملا در اشغال قواى سرخ بود تصميم گرفتند ميرزا كوچك خان را كه به عقيده آنها يك ناسيوناليست مذهبى و سد راه آنها بود از ميان برداشته خود زمام امور را در دست بگيرند . ميرزا كه شديدا از اوضاع ناراضى بود وقتى احساس كرد كه توانائى لازم را براى جلوگيرى از اعمال روسها و كمونيستهاى قفقازى و ايرانى ندارد روز هيجدهم تيرماه 1299 به عنوان اعتراض رشت را ترك كرده به فومن رفت و اعلام كرد تا زمانىكه افراد حزب عدالت از تبليغات كمونيستى و پرخاش و ستيزه‌جوئى دست برندارند و بىنظميها و بىترتيبيهاى موجود رفع نشود به رشت مراجعت نخواهد كرد . عده‌اى از نزديكان ميرزا و مجاهدين جنگل نيز او را همراهى كردند و عده ديگرى هم روزهاى بعد به وى پيوستند . كارمندان كميته انقلاب و كميسرها ابتدا در مقام خود ماندند و به كار خود ادامه دادند ولى روز هفتم مرداد اكثر آنان كه طرفدار ميرزا بودند مشاغل خود را رها كرده از رشت به فومن رفتند . « 34 » ميرزا در فومن بيكار ننشست و براى جلوگيرى از تندرويهاى روسها و بلشويكهاى قفقازى و ايرانى نامه مفصلى به لنين نوشته توسط دو تن از نمايندگان خود ، مير صالح مظفرزاده و گائوك آلمانى به مسكو فرستاد . متن نامه ميرزا كوچك خان به لنين از قرار ذيل است : رياست محترم كميسرهاى ملى جمهوريت شوروى سوسياليستى متحده روسيه - لنين هنگامىكه قشون فاتح كارگران و دهاقين روسيه دشمنان خود را شكست داده مظفرانه داخل قلب لهستان مىشوند و قواى سرمايه‌داران انگلستان از جلو دستجات متحدهء ايران و روس عقب‌نشينى اختيار مىكنند ، خيلى متأسف هستم كه از كارها كناره گرفته و مجبورم چيزهائى را متذكر شوم كه سزاوار نيست ، ولى نمىتوانم خوددارى كنم ، زيرا كه اين چيزها در ايران واقع گرديده‌اند . قبل از ورود قشون سرخ روسيهء سويتى در انزلى ، من با همكارانم در جنگلهاى گيلان مخفيانه بر ضد مظالم و فشار و تسلط انگليسها و دولت

--> ( 34 ) . مؤلف كتاب « سياست دولت شوروى در ايران » در نقل واقعه انشعاب به ذكر مطالبى مىپردازد كه در ساير كتابها و مآخذ ديده نشد . وى مىنويسد : « . . . پس از آن از طرف مرحوم مشير الدوله ، آقاى سردار فاخر به رشت نزد ميرزا فرستاده شد . ميرزا كه از مرام كمونيسم متنفر و از عمليات بادكوبه‌ايها ناراضى بود اظهار اعتماد و وفادارى به كابينه مشير الدوله كرد و از ورود 700 نفر ديگر از بادكوبه‌ايها كه با كشتى به انزلى آمده و دو طياره هم همراه آورده بودند كه پياده شوند مانع شد ، در كميته اظهار داشت : ما به كمك شما مىخواهيم انگليسيها را بيرون كنيم ، اكنون شما مىخواهيد جاى انگليسيها را گرفته و ايران را مالك شويد آن هم با آن مرام . . . پس از آن‌كه نتوانست موافقت احسان الله خان همكار قديمى خود را در اظهار اعتماد به كابينه مشير الدوله جلب كند غفلتا از آنها جدا شده با پنج ميليون فشنگ كه از روسها براى حمله به تهران گرفته بود و دو ميليون تومان وجه نقد كه اعانه گرفته بودند از احسان الله خان جدا شده و به جنگل رفت . بلافاصله ياران او از قبيل سيد جلال ، مشهدى انام ، نعمت الله خان و غيره از پى او رفتند . احسان الله پس از اطلاع 15 هزار تومان پول باقيمانده ميرزا را تصرف و كميته‌اى به نام جوانان كمونيست ايران تشكيل داد و براى زد وخورد با ميرزا چهار دسته قشون به فرمان قاپوك‌اف به حدود پسيخان فرستادند . در آنجا با كربلائى حسين و مشهدى انام زدوخورد كردند . . . » سياست دولت شوروى در ايران ، نوشته م . ع . منشور گركانى ، تهران 1326 ، صفحه 87 .